تبليغاتX
๑۩۞۩๑ ALONE یه پسر تنها ๑۩۞۩๑




نويسندگان



Alone : آثار تاريخي يك تنها



دوستان عاشق تنها:Alone



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



لوگو دوستان



موزیک و سایر امکانات





راز جاودانگی عشق !

دوست خوبم! فرصت سلام تنگ است! كه ناگزیر و خیلی زودتر از آنچه در خیالت است باید خداحافظی را نجوا كنی. فرصت برای با هم بودن، ممکن است بقدر پلك بر هم زدنی دیر شده باشد. اما همین لحظه را اگر غنیمت نشماری، افسوس و دریغ ابدی را باید به دوش بکشی! تنها راه رسیدن به دهکده شادیها، گذر از پل دوستی هاست. اگر پای ورقه دوستی ها، مهر صداقت نخورده باشد، مشروط و رفوزه شدن در امتحانات زندگی حتمی است. صداقت، ضامن بقای دوستی های پاک و معصومانه است. برای ماندن در یاد و خاطر و دل دیگران، باید یكدلی و دوست داشتن رو با عشق پیوند زد كه راز جاودانگی عشـــــق در همین است و بس !..


[+] نوشته شده توسط تنها=Alone در 22:56 | |







آرزو جون تولدت مبارک

سلام به همگی

میدونم که آرزو این پست هایی که میزارم نمیخونه

چون اصلا نت نمیاد

ولیمن اینارو مینویسم که دلم آروم بگیره

که به یکی حتی به خودم یاد آوری کرده باشم که امروز تولدشه باید خوشحال باشی

آخه چه جوری خوشحال باشم ؟چون دیگه آرزویی به جز داشتن آرزو ندارم

 

 


[+] نوشته شده توسط تنها=Alone در 11:34 | |







شب قدر

 

فرارسیدن شب قدر ، شب دعا و نیایش

و ایام ضربت خوردن

و شهادت امیر المومنین حضرت علی (ع)

را به همه دوستان و هموطنان گرامی تسلیت عرض مینمایم .

"التماس دعا "


[+] نوشته شده توسط تنها=Alone در 19:40 | |







تولد تولد تولدم مبارک

سلام سلان سلام علیکن سامولیک خلاصه سلام به همه ی زبونا

خوبین ؟همه؟ بابا شادی کنید مثل اینکه امروز تولده هان

نمیخواین بیاید برقصین؟

ببینم چیکار میکنیدا میتونید این وبو با نظر بترکونید یانه؟

 اینم یه عکس باهال از یه کیک تولد


[+] نوشته شده توسط تنها=Alone در 13:26 | |







ماه رمضان

سلام به همه ی دوستای خوبم

خوبید؟

خوشید؟

سلامتید؟

خدارو شکر....

حلول ماه مبارک رمضان رو به همه ی شما تبریک میگم

خدایا به حرمت این ماه عزیز همه ی عاشق های واقعی رو به عشقشون برسون

ما که از عشق خوشی ندیدیم انشا الله بقیه ی عاشقا مثل ما نباشن

من میخوام یه کاری انجام بدم:

امیدوارم همه ی شما از این کارم خوشتون بیاد::::امیدوارم خدا هم صدای منو بشنوه و اونم از این کار من راضی باشه

من میخوام در طول ۱ ماه رمضان روزی ۵۰۰ صلوات برای رسیدن همه ی عاشقای واقعی به عشقشون بفرستم

این پستم توی بقیه ی وبلاگام میزارم تا همه ببینن

اگه باور ندارید برید ببینید:

http://8921.blogfa.com

http://mostafarecess.blogfa.com

http://daradindelhamkhodaie.blogfa.com/

 


[+] نوشته شده توسط تنها=Alone در 11:20 | |







عشق:::::::::::

اي كه مي پرسي نشان عشق چيست ؛ عشق چيزي جز ظهور مهر نيست
عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛ عشق يعني كوشش بي ادعا
عشق يعني مهر بي اما ، اگر ؛ عشق يعني رفتن با پاي سر
عشق يعني دل تپيدن بهر دوست ؛ عشق يعني جان من قربان اوست
عشق يعني خواندن از چشمان او ؛ حرفهاي دل بدون گفتگو
عشق يعني عاشق بي زحمتي ؛ عشق يعني بوسه بي شهوتي
عشق ، يار مهربان زندگي ؛ بادبان و نردبان زندگي
عشق يعني دشت گلكاري شده ؛ در كويري چشمه اي جاري شده
در خزاني برگريز و زرد و سخت ؛ عشق تاب آخرين برگ درخت
عشق يعني روح را آراستن ؛ بي شمار افتادن و برخاستن
عشق يعني زشتي زيبا شده ؛ عشق يعني گنگي گويا شده
عشق يعني مهرباني در عمل ؛ خلق كيفيت به زنبور عسل
عشق يعني گل به جاي خار باش ؛ پل به جاي اينهمه ديوار باش
عشق يعني يك نگاه آشنا ؛ ديدن افتادگان زير پا
زير لب با خود ترتم داشتن ؛ بر لب غمگين تبسم كاشتن
عشق ، آزادي ، رهايي ، ايمني ؛ عشق زيبايي ، زلالي ، روشني
عشق يعني تنگ بي ماهي شده ؛ عشق يعني ماهي راهي شده
عشق يعني آهويي آرام و رام ؛ عشق صيادي بدون تير و دام
عشق يعني برگ روي ساقه ها ؛ عشق يعني گل به روي شاخه ها
عشق يعني از بديها اجتناب ؛ بردن پروانه از لاي كتاب
در ميان اين همه غوغا و شر ؛ عشق يعني كاهش رنج بشر
اي توانا ، ناتوان عشق باش ؛ پهلوانا ، پهلوان عشق باش
اي دلاور ، دل به دست آورده باش ؛ در دل آزرده منزل كرده باش
عشق يعني تشنه اي خود نيز اگر ؛ واگذاري آب را بر تشنه تر
عشق يعني ساقي كوثر شدن ؛ بي پر و بي پيكر و بي سر شدن
عشق يعني خدمت بي منتي ؛ عشق يعني ذهن زيباآفرين ؛ آسماني كردن روي زمين
عشق گويد مست شو گر عاقلي ؛ از شراب غيرانگوري ولي
هركه با عشق آشنا شد مست شد ؛ وارد يك راه بي بن بست شد
كاش در جانم شراب عشق باد ؛ خانه جانم خراب عشق باد
ركجا و ساكن شود ؛ هرچه ناممكن بود ممكن شود
 هر كار خوب وماندنيست ؛ رد پاي عشق در او ديدنيست
شعرهاي خوب ديوان جهان ؛ سر عشق است و سرود عاشقان
" سالك " آري ، عشق رمزي در دل است ؛ شرح و وصف عشق كاري مشكل است
عشق يعني شور هستي در كلام ؛ عشق يعني شعر ، مستي ، والسلام


[+] نوشته شده توسط تنها=Alone در 16:18 | |







خدایاتاپاکم نکردی خاکم نکن

تنها

دیر گاهیست که تنها شده ام

باز هم قسمت غم ها شده ام

 

              من که بی تاب شقایق بودم

                               قصه ی غریب صحراشده ام

                                    

 مگرآینه زمن بی خبرشده است

همدم سردی یخها شده ام

                                       وسعت دردفقط سهم من است

                                     که اسیر شب یلدا شده ام

 

          کاش چشمان مرا خاک کنند                

                    تا نبینم که چه تنها شده ام               


[+] نوشته شده توسط تنها=Alone در 0:17 | |







فریاد

 

مگر زندگی چیست ؟

 

آخر به فنا رسیدن است

 

مگر رویا چیست ؟

 

آخر به پوچی رسیدن است

 

مگر من چیستم ؟

 

آخر آدم نیستم

 

 

چیست که میماند در این راه ؟

 

یک کوله پشتی پر از خالی

 

 در آخر خاطره ای از ما

 

           خاطره ای از من

 

پشت اندیشه های گریان

 

پشت چشمان شور

 

پشت شیشه ی ، قاب شکسته

 

پشت تحمل های طولانی

 

 

عاقبت گم می شویم

 

در فصل های طوفانی که جز

 

آتش و دود نیست

 

 

و در آن لحظه است که

 

 ناقوس ناله ها فریاد می زند . . .


[+] نوشته شده توسط تنها=Alone در 22:26 | |







:::یه داستان عاشقونه :::

سر کلاس درس معلم پرسيد:هي بچه ها چه کسي مي دونه عشق چيه؟


هيچکس جوابي نداد همه ي کلاس يکباره ساکت شد همه به هم ديگه نگاه مي کردند ناگهان لنا يکي از بچه هاي کلاس آروم سرشو انداخت پايين در حالي که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسي حرف نزده  بود بغل دستيش نيوشا موضوع رو ازش پرسيد .بغض لنا ترکيد و شروع کرد به گريه کردن معلم اونو ديد و................



سر کلاس درس معلم پرسيد:هي بچه ها چه کسي مي دونه عشق چيه؟


هيچکس جوابي نداد همه ي کلاس يکباره ساکت شد همه به هم ديگه نگاه مي کردند ناگهان لنا يکي از بچه هاي کلاس آروم سرشو انداخت پايين در حالي که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسي حرف نزده  بود بغل دستيش نيوشا موضوع رو ازش پرسيد .بغض لنا ترکيد و شروع کرد به گريه کردن معلم اونو ديد و


گفت:لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چيه؟


لنا با چشماي قرمز پف کرده و با صداي گرفته گفت:عشق؟


دوباره يه نيشخند زدو گفت:عشق... ببينم خانوم معلم شما تابحال کسي رو ديدي که بهت بگه عشق چيه؟


معلم مکث کردو جواب داد:خب نه ولي الان دارم از تو مي پرسم


لنا گفت:بچه ها بذاريد يه داستاني رو از عشق براتون تعريف کنم تا عشق رو درک کنيد نه معني شفاهيشو حفظ کنيد


و ادامه داد:من شخصي رو دوست داشتم و دارم از وقتي که عاشقش شدم با خودم عهد بستم که تا وقتي که نفهميدم از من متنفره بجز اون شخص ديگه اي رو توي دلم راه ندم براي يه دختر بچه خيلي سخته که به يه چنين عهدي عمل کنه. گريه هاي شبانه  و دور از چشم بقيه به طوريکه بالشم خيس مي شد اما دوسش داشتم بيشتر از هر چيز و هر کسي حاضر بودم هر کاري براش بکنم هر کاري...


من تا مدتي پيش نمي دونستم که اونم منو دوست داره ولي يه مدت پيش فهميدم اون حتي قبل ازينکه من عاشقش بشم عاشقم بوده چه روزاي عشنگي بود  sms بازي هاي شبانه صحبت هاي يواشکي ما باهم خيلي خوب بوديم عاشق هم ديگه بوديم از ته قلب همديگرو دوست داشتيم و هر کاري براي هم مي کرديم من چند بار دستشو گرفتم يعني اون دست منو گرفت خيلي گرم بودن عشق يعني توي سردترين هوا با گرمي وجود يکي گرم بشي عشق يعني حاضر باشي همه چيزتو بهخاطرش از دست بدي عشق يعني از هر چيزو هز کسي به خاطرش بگذري اون زمان خانواده هاي ما زياد باهم خوب نبودن اما عشق من بهم گفت که ديگه طاقت ندارم و به پدرم موضوع رو گفت پدرم ازين موضوع خيلي ناراحت شد فکر نمي کرد توي اين مدت بين ما يه چنين احساسي پديد بياد ولي اومده بود پدرم مي خواست عشق منو بزنه ولي من طاقت نداشتم نمي تونستم ببينم پدرم عشق منو مي زنه رفتم جلوي دست پدرم و گفتم پدر منو بزن اونو ول کن خواهش مي کنم بذار بره بعد بهش اشاره کردم که برو اون گفت لنا نه من نمي تونم بذارم که بجاي من تورو بزنه من با يه لگد اونو به اونطرف تر پرتاب کردم و گفتم بخاطر من برو ... و اون رفت و پدرم منرو به رگبار کتک بست عشق يعني حاضر باشي هر سختي رو بخاطر راححتيش تحمل کني.بعد از اين موضوع غشق من رفت ما بهم قول داده بوديم که کسي رو توي زندگيمون راه نديم اون رفت و ازون به بعد هيچکس ازش خبري نداشت اون فقط يه نامه برام فرستاد که توش نوشته شده بود: لناي عزيز هميشه دوست داشتم و دارم من تا آخرين ثانيه ي عمر به عهدم وفا مي کنم منتظرت مي مونم شايد ما توي اين دنيا بهم نرسيم ولي بدون عاشقا تو اون دنيا بهم مي رسن پس من زودتر مي رمو اونجا منتظرت مي مونم خدا نگهدار گلکم مواظب خودت باش  


دوستدار تو (ب.ش)


لنا که صورتش از اشک خيس بود نگاهي به معلم کردو گفت: خب خانم معلم گمان مي کنم جوابم واضح بود


معلم هم که به شدت گريه مي کرد گفت:آره دخترم مي توني بشيني


لنا به بچه ها نگاه کرد همه داشتن گريه مي کردن ناگهان در باز شد و ناظم مدرسه داخل شدو گفت: پدرو مادر لنا اومدن دنبال لنا براي مراسم ختم يکي از بستگان


لنا بلند شد و گفت: چه کسي ؟


ناظم جواب داد: نمي دونم يه پسر جوان


دستهاي لنا شروع کرد به لرزيدن پاهاش ديگه توان ايستادن نداشت ناگهان روي زمين افتادو ديگه هم بلند نشد


آره لناي قصه ي ما رفته بود رفته بود پيش عشقش ومن مطمئنم اون دوتا توي اون دنيا بهم رسيدن...


لنا هميشه اين شعرو تکرار مي کرد


خواهي که جهان در کف اقبال تو باشد؟          خواهان کسي باش که خواهان تو باشد


خواهي که جهان در کف اقبال تو باشد؟          آغاز کسي باش که پايان تو باشد

 



[+] نوشته شده توسط تنها=Alone در 18:58 | |







شعر از مریم حیدر زاده "ديگه ميزارمت كنار"

 

گل سرخ قصمون با شبنم رو گونه هاش
دوباره دل داده بود به دست عاشقونه هاش

خونه ي اون حالا توي گلدون سفالي بود
جاي يارش چقدر تو اين غريبي خالي بود

يادش افتاد كه يه روز يه باغبون دو بوته داشت
يه بهار اون دوتا رو كنار هم تو باغچه كاشت

با نوازشاي خورشيد طلا قد كشيدن
قصه شون شروع شد و همش به هم ميخنديدن

شبنماي اشكشون از سر شوق و ساده بود
عكس ديوونگيشون، تو قلب هم افتاده بود

روزاي غنچگيشون چقد قشنگ و خوش گذشت
حيف لحظه هايي كه چكيد و مرد و برنگشت

گلاي قصه ي ما، اهالي شهر بهار
نبودن آشنا با بازي تلخ روزگار

فك مي كردن هميشه مال همن تا دم مرگ
بميرن، با هم مي ميرن از غم باد و تگرگ

يه روز اما يه غريبه اومد و آروم و ترد
يكي از عاشقاي قصه ي ما رو چيد و برد

اون يكي قصه ي اين رفتن و باور نميكرد
تا كه بعدش چيده شد با دستاي سرد يه مرد

گلاي قصه ي ما، عاشقاي رنگ حرير
هر كدوم يه جاي دنيا بودن و هر دو اسير

هيچكي از عاقبت اون يك با خبر نبود
چي ميشد اگه تو دنيا، قصه ي سفر نبود

قصه ي گلاي ما حكايت عاشقياس
مال ياسا، پونه ها، اطلسيا، رازقياس

كه فقط تو كار دنيا، دل سپردن بلدن
بدون اينكه بدونن، خيليا خيلي بدن

يكيشون حالا تو گلدون سفال، خيلي عزيز
اون يكي برده شده واسه عيادت مريض

چقدر به فكر هم، اما چقدر دربه درن
اونا ديگه تا ابد از حال هم، بي خبرن

روزگار تو دنياي ما قربوني زياد داره
اين بلاها رو سر خيلي كسا در مياره

بازياش هميشه يك عالمه بازنده داره
توي هر محكمه كلي برگ و پرونده داره

اين يه قانون شده كه چه تو زمستون، چه بهار
نميشه زخمي نشد از بازياي روزگار

اگه دست روزگار گلاي ما رو نمي چيد
حالا قصه با وصالشون به آخر مي رسيد

ولي روزگار ما هميشه عادتش اينه
خوبا رو كنار هم مياره، بعدم ميچينه

كاش دلايي كه هنوزم مي طپن واسه بهار
در امون بمونن از بازيه تلخ روزگار


مريم حيدر زاده - "ديگه ميزارمت كنار"


[+] نوشته شده توسط تنها=Alone در 19:19 | |







وداع

 

 

حیف که اون روزای خوب خیلی زود تموم شدن

با یه چشم به هم زدن همشون ویرون شدن

ما میخواستیم یک شبه رهه صدساله بریم

برای لبهای عشق شعر خوشبختی بگیم

من و تو تنهای تنها واسه امروز وفردا یه قصرکاغذی ساختیم

تموم هستی رو باختیم

می خوام اینو بدونی دل من مرده دیگه

توی سینه زدنو ازیادش برده دیگه

دیگه اون روزا گذشت همه خاطره ها

دست سنگین سکوت پل سرد بین ماست

منو تو تنهای تنها واسه امروز وفردا یه قصرکاغذی ساختیم

تموم هستی رو باختیم

دیگه حتی اسم من با لبات نا آشناست

سرنوشت عشقمون بازی دست خداست

برای برگشت ما دیگه خیلی دیر شده

سرنوشت منو تو به غمی زنجیر شده

منو تو تنهای تنها واسه امروز وفردا یه قصرکاغذی ساختیم

تموم هستی رو باختیم


[+] نوشته شده توسط تنها=Alone در 19:13 | |







عکس های عشقولانه

 

 

 

 

 

 

 

 

 


[+] نوشته شده توسط تنها=Alone در 11:47 | |







دوســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

دفتر عشـق که بسته شد

دیدم منم تموم شــــــــــــــــــــدم

خونم حلال ولی بـــــــــــــــــــــــــــــــــــدون

به پایه تو حــــروم شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم

اونیکه عاشـــق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود

بد جوری تو کار تو مونده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود

برای فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

تــــموم وســـعت دلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو

بـه نــام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم

غـرور لعنتـی می گفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

بازی عشــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم

از تـــو گـــله نمیکنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

از دســت قــــلبم شا کیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم

چــــــــراغ ره تاریکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم

دوســت ندارم چـشمای مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن

فردا بــه آفـتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو

آخـر ماجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه

دســت و دلـت نلـــــــــــــــــــــــــــرزه

بـزن تیر خــــــــــــــــــــلاص رو

از اون که عاشقـــــت بود

بشـنو این التماس رو

....................

...........

......

...

دوســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت


[+] نوشته شده توسط تنها=Alone در 22:18 | |







عشق و عاشقی دروغه

 

توی آخرین تماست

گفتی از یاد تو رفتم گفتی عاشقی دروغه از هوس بود هر چی گفتم

دلمو چه ساده باختم به نگاه پر فریبت

چه آتشی می سوزونه اون دو تا چشم نجیبت

دیگه حرمتی نذاشتی واسه این دل دیوونه

دلمو شکستی ، باشه تو فقط یادت بمونه

بعد تو جایی ندارم واسه موندن ای غریبه

 رفتنت راستی محضه، نه دروغه نه فریبه


[+] نوشته شده توسط تنها=Alone در 19:33 | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.j28.ir & www.bia2funny.ir & www.TakTemp.com